خرید بک لینک

مثل بعضی نوشته های فروغ، آخماتووا، د سسپدس، و پلاته... خیلی زنانه!  امروز خیلی اتفاقی بعد از مدتها پخش شد توی محیط تنگ و دلتنگ اتاق... یادآور شیدایی و دیوانگی های پر شورمه که بکارتشون بیرحمانه شرحه شرحه شد. ملالی نیست.

میگفت کنسرتش پر زنهای مسن و بزک کرده ای بوده که داشتن اشک چشمشون رو به هر کلمه پاک میکردن... و این عجیبه. عجیبه دردی تا این حد شخصی، چقدر میتونی عمومی باشه و من بعد از شنیدن این جمله از آدمی به غایت معمولی، یک آن بیشتر فهمیدم یعنی چه فریاد درد مشترک و اینکه اشک رازیست، لبخند رازیست، عشق رازیست.

مرد من از سیمین غانم

برچسب: هنوز باغچه برامون گل نداده کدوم پاییز زمستونو خبر کرد, نویسنده: هستی کاشفی تاريخ: جمعه 19 آذر 1395 ساعت: 11:34

صفحه بندی