عدالت رو با هر معیار و پرسپکتیوی که بسنجیم، الآن، این لحظه، دور از تمامی تعاریف از انصافه که بارون بباره. دوره. خیلی دور.
+لیک اکنون دیگر
مختوم
من هراسم نیست
اگر این رؤیا در خوابِ پریشانِ شبی میگذرد
یا به هذیانِ تبی
یا به چشمی بیدار
یا به جانی مغموم…
برچسب: نبار باران لعنتی,
نویسنده: هستی کاشفی